مراقبه از ماده رقبه به معنی گردن گرفته شده و از آنجا که انسان به هنگام نظارت و مواظبت از چیزی گردن می‌کشد و اوضاع را زیرنظر می‌گیرد، این واژه بر معنی نظارت و مواظبت و تحقیق و زیرنظر گرفتن چیزی، اطلاق شده است.

این واژه در تعبیرات علمایِ اخلاق در مورد مراقبت از خویشتن به کار می‌رود و مرحله‌ای است بعد از مشارطه یعنی انسان بعد از عهد و پیمان با خویش برای طاعت فرمان الهی و پرهیز از گناه باید مراقب پاکی خویش باشد، چرا که اگر غفلت کند، ممکن است تمام شرط و پیمان‌ها به هم بریزد.

البته پیش از آنکه انسان مراقب خویش باشد، فرشتگان الهی مراقب اعمال او هستند؛ قرآن مجید می‌فرماید: «وان علیکم لحافظین»[3]

در اینجا منظور از حافظین همان حافظان و مراقبان اعمال است به قرینه آیات بعد که می‌فرماید: «یعلمون ما تفعلون؛[4] آنها می‌دانند شما چه می‌کنید.»

و نیز «ما یلفظ من قول الالدیه رقیب عتید»[5]

و از آن بالاتر، خداوند عالم و قادر، همیشه و در همه جا مراقب اعمال ما است.

«ان الله کان علیکم رقیبا»[6]

همین معنی در سوره احزاب نیز آمده است که می‌فرماید: «و کان الله علی کل شیء رقیباً»[7]

در سوره علق می‌خوانیم: «الم یعلم بان الله یری»[8]

و در سوره سبأ آمده است: «و ربک علی کل شیء حفیظ»[9]

ولی سالکان راه خدا و رهروان راه دوست که پیوسته در طریق تقوا و تهذیب نفوس گام برمی‌دارند، پیش از آنکه فرشتگان خداوند مراقب اعمال آنها باشند خودشان مراقب اعمالشان هستند.

به تعبیر دیگر، این مراقبت از درون می‌جوشد، نه از برون؛ و به همین دلیل، تأثیر آن بسیار زیاد و نقش آن فوق‌العاده مهم است. البته توجه به مراقبت از برون سبب می‌شود که پایه‌های مراقبت از درون محکم گردد.

در حقیقت، انسان در این دنیا به کسی می‌ماند که دارای گوهرهای گرانبهایی است و از یک بازار آشفته می‌گذرد و می‌خواهد با آن بهترین متاع‌ها را برای خود تهیه کند در حالی که اطرافش را دزدان و شیادان گرفته‌اند، چنین کسی اگر لحظه‌ای از سرمایه نفیس خویش غافل گردد، آن را به غارت می‌برند و او می‌ماند و یک عالم اندوه و افسوس.

دقیقاً همین‌گونه است، شیاطین جن و انس در این جهان انسان را احاطه کرده‌اند و هوا و هوس‌های درون او را به سوی خود می‌خوانند، اگر خویش را به خدا نسپارد و مراقب اعمال خویش نباشد سرمایه ایمان و تقوای او به غارت می‌رود و دست‌خالی از این جهان به سرای دیگر منتقل خواهد شد.

*. برگرفته از: مکارم شیرازی، اخلاق در قرآن، ج1.

[1]. استاد مطهری، علوم اسلامی، ج 1.

[2]. علامه تهرانی، کتاب رساله سیر و سلوک بحرالعلوم.